پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی بهزیستی روان¬شناختی افراد بر اساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله¬ای در دانشجویان انجام شد. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود.جامعه ی پژوهش را تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال تحصیلی 94-93 می باشد. نمونه ای به حجم 250 نفر(125پسر و 125 دختر) نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف)،سبک های مقابله ای(بلینگز) و کیفیت زندگی پاسخ دادند.دادهای پژوهش با شاخص های آمار توصیفی و نیز آمار استنباطی شامل تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS-2l مورد تحلیل قرار گرفت.یافته های پژوهش نشان داد که سبک های مقابله ای کیفیت زندگی با هم توانایی پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارند. همچنین یافته ها نشان داد که بین بهزیستی با سبک های مقابله ای رابطه وجود دارد اما بین بهزیستی و کیفیت زندگی در دانشجویان رابطه معناداری دیده نشد. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت سبک های مقابله ای و کیفیت زندگی از متغییرهای پیش بین و مرتبط با بهزیستی روانشناختی می باشند که این نکته میتوان مورد توجه برنامه ریزی های سلامت روان قرار گیرند.
واژگان کلیدی:سبک های مقابله ای ،کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی.

فصل یکم
مقدمه پژوهش 

مقدمه
در عصر حاضر علیرغم تمامی پیشرفت‌های علمی بواسطه‌ی این که جامعه‌ی امروزی بشر دستخوش تحولات سریع و همه جانبه بویژه از لحاظ فرهنگی و سبک زندگیست، بسیاری از افراد در مواجه با مشکلات و حتی در کنار آمدن با مسائل روتین زندگی خود، فاقد توانایی‌های لازم بوده و در برابر فشارهای روانی آسیب‌پذیر نموده، لذا نه تنها در معرض ابتلا به انواع اختلالات جسمی و روانی قرار دارند به علاوه مؤلفه‌هایی همچون بهزیستی ، رضایت از زندگی، امید،شادمانی،خوش‌بینی و سایر ویژگی های مثبت از این دست را که به عنوان سازه‌های مهم و شاخص های سلامت روان در روانشناسی مثبت‌گرا مطرح‌اند را کمتر تجربه می‌کنند. اغلب تحقیقات نیز به جای آنکه سلامت روان را بوسیله‌ی اثرات مثبت آن بررسی کنند، از طریق آسیب شناسی روانی، آن را ارزیابی می‌کنند (اینگرسول و همکاران ، 2001).این در حالیست که در روانشناسی علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قائل می‌شویم به دنبال دستیابی به ویژگی‌ها و کیفیاتی هستیم که سالم، سازگار و در یک کلام مطلوب به شمار می‌آیند- مواردی که نمی‌توان صرفاً از طریق توجه محض به پیشگیری به آنها دست یافت- کما این که این طرز تلقی با تعریف کامل بهداشت روانی نیز مطابقت بیشتری دارد (اندرو اِ ساپینگتون ، 1986، ترجمه حمیدرضا برواتی، 1392). مفهوم بهزیستی روانشناختی به عنوان رویکردی که روانشناسی مثبت‌نگر به سلامت روان در سال‌های اخیر مطرح کرده بر ویژگی های مثبت و رشد توانایی های فردی تأکید داشته و در واقع بر سلامت ذهنی مثبت دلالت دارد(ریف و سینگر ،1998). ریف (1989) اظهار داشت که سلامت روانشناختی شامل آن چیزی است که فرد به لحاظ روانشناختی نیازمند فاکتورهای مختلف آن است تا با احراز آن بتواند سالم باشد.این خصایص با شخصیت سالم اریکسون موازی میباشد(ولیورا و بوسما ،2004(.بهزیستی روانشناختی در نتیجه ی ترکیب تنظیم هیجانی،ویژگی های شخصیتی،هویت و تجارب زندگی به وجود می آید و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی می‌تواند به فهم جنبه‌های مثبت و رفتارهای سازگارانه ی افراد مختلف جامعه کمک کند.(دستجردی و همکاران،1390). در این بین دانشجویان به عنوان قشر جوان جامعه جزء مهمترین سرمایه‌های انسانی هر کشور هستند که بخشی از بهترین سال‌های عمر خود یعنی سنین جوانی را صرف دوران تحصیل می‌کنند.بسیاری بسیاری از افراد وقتی که به مسیر زندگی خود فکر می¬کنندسال‌های تحصیل در دانشگاه را به صورت سال‌هایی سازنده و با نفوذتر از هر دوره‌ی دیگر بزرگسالی می‌دانند، این تعجب‌آور نیست چرا که سال‌های تحصیل در دانشگاه دوره توجه کردن کامل به کاوش ارزش‌ها، نقش‌ها و رفتارهای دیگر است (لورابرک، 2007، ترجمه یحیی سید محمدی، 1387).با توجه به اینکه دانشگاه و تجربه‌های استرس‌زای مرتبط با آن ممکن است در افزایش مشکلات روانی و رفتاری دانشجویان نقش داشته باشد و نهایتاً مانع از بهزیستی روانشناختی آنها و رشد و پیشرفتشان شود لذا پژوهش‌های بیشتری در خصوص شناخت عامل‌های مثبت و منفی مرتبط با سلامت روانشناختی دانشجویان مورد نیاز است تا بتوان مداخله‌های مؤثری برای افزایش بهزیستی آنها فراهم نمود. شناخت خصوصیاتی که ممکن است باعث تجربه‌های استرس زا در دانشجویان شود می‌تواند گام مهم در جهت توسعه‌ی این مداخله‌ها می‌باشد (بوریس، برچیتنگ، سالسمن و چارلسون ، 2009). از جمله مؤلفه‌های مهم در پیش بینی بهزیستی روانشناختی می‌توان شخصیت را نام برد چرا که ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند الگوهایی برای پیش‌بینی رفتار و حالت‌های روانی آنها فراهم آورد و تفاوت‌های فردی افراد عامل مهمي است که نشان می‌دهد چرا برخی از افراد بهتر از دیگران با شرایط و متغیرهای محیطی¬کنار می‌آیند و از سطوح مختلف انگیزش، رضایت و سلامت روان برخوردارند (رولینسون و همکاران، 1988، به نقل از تقوا و عبدالهی، 1392). عوامل متعددي بر بهزیستی روانشناختی دانشجويان مي تواند تأثيرگذار باشد از جمله کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای در سبک های مقابله ای كه به طور كلي مي توان آن ها را در سه گروه تقسيم بندي كرد : الف – عوامل شخصي ب -عوامل مربوط به دانشگاه ج – عوامل اجتماعي.نکته حائز اهمیت در رابطه با سلامت روانی این است که در چند سال اخیر سازه ها و مفاهیم متعددی با آن مورد مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است که در این میان می توان به سبک های مقابله ای و سبک هویت اشاره کرد.تاکید مطرح در سلامت روانی بر توانایی های مقابله ای ،به ویژه توانایی مقابله با فشار روانی بر توانايي هاي مقابله اي، به ويژه توانايي مقابله با فشار رواني به اين دليل است كه انسانها همواره در معرض فشار رواني هستند. اگر منبع فشار روانی كنترل و مهار نشود ، فرد در معرض بسياري از بيماري هاي جسماني و روان ي قرار مي گيرد(ورلي و ليتينگ ، 2002) براساس نظر ( لازاروس ،2000 به نقل از فتي و همكاران،1385) دو نوع مقابلة اصلي در برابر فشار رواني وجود دارد. در مقابلة مسأله مدار فرد بر عامل فشار آور متمركز مي شود و سعي مي كند اقدامات سازنده اي در راستاي تغيير شرايط فشارآور يا حذف آن انجام دهد (فتي و همكاران، 1385).در مقابل در مقابلة هيجان مدار فرد سعي مي كند، پيامدهاي هيجاني واقعة فشارآور را مهار كند. كاركرد اولية مقابلة هيجان مدار تنظيم و مهار هيجاني عامل فشارآور است تا تعادل هيجاني فرد حفظ شود.(دافعی،1376).در رابطه با کیفیت زندگی نیز می توان گفت که جواني يكي از مهم ترين دوره هاي زندگي افراد به خصوص دانشجويان می باشد كه سلامت روان آن ها تأثير مثبتي بر سلامت اجتماعي و كيفيت زندگي آنان دارد. در اين دوره افراد با تغييرات زيادي ازجمله تغيير در عواطف، احساسات، رفتار، وضعيت جسمي و اقتصادي- اجتماعي مواجه اند. همچنين به دليل تغييرات در شرايط، سبك و محيط زندگي، دانشجويان در مقايسه با بزرگسالان با مشكلات رواني و اجتماعي بيشتري در زندگي دانشجويي خود روبه رو هستند.بنابراین پرداختن به این امر مهم تلقی می شود و پژوهشگر در این زمینه اقدام به بررسی پیش بینی بهزیستی روان¬شناختی افراد بر اساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله¬ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه کرده است.

بیان مسأله

تقریبا 60سال قبل سازمان بهداشت جهانی، سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفا بیمار نبودن تعریف کرد.سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن احساس بهزیستی را نیز در برمی¬گیرد احساس بهزیستی یا رضامندی از زندگی به ویژگی مهم روانی که فرد واجد سلامت می بایستی از آن برخوردار باشد اشاره دارد. احساس بهزیستی اصطلاحاً اینگونه تعریف می گردد: احساس مثبت و رضامندی عمومی از زندگی که شامل خود و دیگران در حوزه های مختلف شغل، خانواده و… است. بهزیستی روان شناختی به معنی قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. در دهه گذشته ریف و همکارانش الگوی بهزیستی روانشناختی یا بهداشت روانی مثبت را رائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی رواشناختی از 6عامل تشکیل می¬شوند: پذیرش خود (داشتن نگرش مثبت به خود)، رابطه مثبت با دیگران (برقراری روابط گر و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری (احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی)، زندگی هدفمند (داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن)، رشد شخصی (احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط (توانایی فرد در مدیریت محیط) (ریف و کینز ، 1995). الگوی ریف به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است(چانگ و چن ،2005).
ریف این الگو را بر اساس مرور متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه¬های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می¬کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه¬گیری کرد.بر اساس مطالعات در روان¬شناسی مثبت نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولا در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان¬شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر ،2011).
ارزیابی مثبت فرد به نوبه خود می¬تواند بر سازش روان¬شناختی وی تأثیر بگذارد، یعنی باعث افزایش بهزیستی روان¬شناختی او شود.نتایج پژوهش ها نشان می¬دهد که بسیاری از حیطه های کیفیت زندگی با سلامت روان¬شناختی همبستگی معنادار دارد.کیفیت زندگی تحت تأثیر سلامت فیزیکی فرد، وضعیت روان¬شناختی، ارتباطات اجتماعی و ارتباط آنها با عوامل برجسته محیط آنان قرار می-گیرد.پژوهش ها نشان دادند کیفیت زندگی در هماهنگی روابط بین فردی، زندگی راحت، سلامت روانی و فردی، غلبه بر محدودیت¬ها و دستیابی به کنترل و کاهش درد و رنج و به طور کلی بهزیستی روان¬شناختی تأثیر دارد. همچنین بر اساس مطالعات ویلنر (2011) در رونشناسی مثبت-نگر، رضایت از زندگی، رفاه و کیفیت بالای زندگی معمولی در افزایش بهداشت روانی و بهزیستی روان¬شناختی موثر در نظر گرفته شده است(ویلنر، 2011).
کیفیت زندگی از نظر کالمن، گستردگی و انبساط آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می-شود و از نظر فرانس و پاورس ، کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می¬رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های اصلی زندگی ناشی می¬شود. به عقیده تستا کیفیت زندگی، ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی را دربرمی¬گیرد که محدود به تجارب، اعتقادات و انتظارات و ادراک فرد است. کیفیت زندگی درکی است که افراد از موقعیت¬شان در زندگی،در زمینه فرهنگی و سیستم¬های ارزشی دارند و با اهداف، آرزوها و استانداردهای آنها در ارتباط است (بارباتو، گویلمن و چو،2001). کیفیت زندگی مفهوم وسیعی است که همه ابعاد زندگی از جمله سلامت را دربرمی¬گیرد و چیزی بیش از سلامت جسمانی است و شامل احساس سالم بودن، سطح رضایت¬مندی و وجود حس کلی خودارزشمندی است، مفهومی انتزاعی و پیچیده شامل زمینه های گوناگونی که تمام آنها در رضایت شخصی سهم دارند؛ گاهی اوقات کیفیت زندگی معادل رضایت از زندگی تعریف می¬شود و شامل طیف وسیعی از رضایت افراد از کلیه مسائل زندگی خود می باشد. کیفیت زندگی با بهداشت روانی افراد ارتباط دارد و به بیان حالات و تغییرات و توانایی¬های افراد و میزان رضایت افراد از عملکردهای زندگی می¬پردازد (اندیکوت ، نی و هریسون، 1993). پژوهش ها وجود رابطه بین کیفیت زندگی و ابعاد سلامت، اعم از جسمی، محیطی و روان¬شناختی را ثابت کرده¬اند(مکوندی و زمانی،1389).
سازه مطرح در کیفیت زندگی، راهبرد مقابله است که روانشناسی سلامت برای مهارت مقابله-ای در سلامت جسمانی و روانی اهمیت زیادی قائل است و آن را به عنوان گستره¬ترین موضوع مطالعات در روانشناسی معاصر و یکی از مهم¬ترین عوامل روانی و اجتماعی می¬داند (سامرفیلد و مک کرا، 2000). ویتمن (به نقل از والتون ) بیان می¬کند که استرس افراطی می¬تواند برای عملکرد آموزشگاهی دانشجویان مضر باشد.افراد در دانشگاه آریاه وسیعی از وقایع استرس¬زا را تجربه می-کنند(هاد و همکاران،2000) با توجه به منابع زیادی که برای استرس دانشجویان وجود دارد و تأثیرات تهدیدکننده¬ای که استرس می¬تواند بر سلامت و کیفیت زندگی داشته باشد، آنچه می¬تواند این اثرات را تعدیل کرده و دانشجویان را از تأثیرات منفی استرس رها کند نوع راهبرد اتخاذ شده برای مقابله با آن است. مهارت¬های مقابله روش¬های خاصی هستند که افراد به شرایط استرس¬زا پاسخ می-دهند(موربرگ و همکاران،2001).
فولکمن و لازاروس مقابله را فرآیندی پیچیده می¬دانند که با توجه به ارزیابی¬هایی که فرد از موقعیت استرس¬زا و فشارهای آن موقعیت دارد، تغییر می¬کند و تلاش¬های رفتاری شناختی فعال فرد را دربرمی¬گیرد. پژوهشگران معتقدند که بیشتر مردم ترجیح می¬اهند تا از روش¬های مقابله¬ای خاصی در موقعیت¬های استرس¬زا استفاده کنند که در واقع مجموع این راهبردها، مهارتهای مقابله¬ای فرد را شکل می¬دهد(حمید، یو و لانگ، 2003).
اندلر و پارکر (1990) بر اساس تحقیقی به منظور بررسی فرایند مقابله عمومی ، افراد را بر حسب سه نوع اساسی مهارت مقابله متمایز می‌کنند : مهارت مقابله مسأله مدار ، مهارت مقابله هیجان مدار و مهارت مقابله اجتنابی .
مهارت مقابله مسئله مدار شیوه¬هایی را توصیف می‌کند که بر اساس آن فرد اعمالی را که باید برای کاهش یا از بین بردن یک عامل تنیدگی زا انجام دهد ، برنامه ریزی می‌کند؛ راهبردهاي مقابله‌اي هيجان مدار عبارتند از تنظيم پاسخ هيجاني فرد در برابر مسأله ؛ در صورتي كه موقعيت يا رويداد ، غيرقابل تغيير باشد و يا فرد چنين تصوري داشته باشد در اين حالت از راهبرد هيجان مدار استفاده مي نمايد ( بند و درايدن ، ۲۰۰۴) . مهارت مقابله اجتنابی مستلزم فعالیت ها و تغییرات شناختی است که هدف آنها اجتناب از موقعیت تنیدگی‌زا می‌باشد . در این حالت فرد به دنبال برگرداندن آرامش به هم خورده ای است که به خاطر موقعیت فشارزا ، به وجود آمده است و کوشش می کند تا خود را از آشفتگی‌های موجود برهاند (کلینکه ، 1387)
درک واکنش¬ها و راهبردهای مقابله و تأثیر آن بر کیفیت زندگی حوزه¬ای است که برای همه اهمیت دارد. مهارتهای مقابله به طور معنادار با کیفیت زندگی مرتبط بوده است. افرادی که از نظر هیجانی دارای اشتغال ذهنی بودند یا آنهایی که رویکرد مقابله¬ای غیرفعال¬تر را برای مقابله به کار می¬بردند سطوح پایین¬تر کیفیت زندگی را گزارش می¬دادند(تاچمن، 2007).پیترز و همکاران(2008) نشان دادند که راهبردهای مقابله¬ای واکنش هیجانی و اجتنابی با کیفیت پایین زندگی مرتبط هستند. پژوهش¬های اخیر نشان داده¬اند که نوع راهبردهای مقابله مورد استفاده به وسیله فرد بهزیستی روان-شناختی را تحت تأثیر قرار می¬دهد. آریندل و همکاران(2003) دریافتند در بررسی رابطه بین بهزیستی روان¬شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیدند که با افزایش بهزیستی روان¬شناختی سلامت عمومی نیز تحت تأثیر قرار گرفته و افزایش می¬یابد.ایرلند و ایرلند(2005) نیز نشان دادند که مهارتهای مقابله¬ای نقش پیش¬بینی کننده¬ای در سلامت روان¬شناختی دارد.
با توجه به الگوی فولکمن و لازاروس در فرآیند مقابله، فرد با استفاده از راهبرد مقابله¬ای مسئله¬مدار از مهارتهای شناختی برای حل مشکل استفاده می¬کند، یعنی راههای مقابله با مشکل بررسی شده و در واقع با یافتن راه حل مناسب برای مشکل رضایت روان¬شناختی شناختی برای فرد فراهم می-شود(لازاروس و فولکمن،1984) که حوزه شخصی رضایت و افزایش کیفیت زندگی و به دنبال آن بهزیستی روان¬شناختی می¬تواند محصول این فرآیند مقابله¬ای باشد و نیز استفاده از راهبرد مقابله¬ای کارآمد مسئله¬مدار موجب کاهش تنش در افراد می¬شود(پرلاین و اسکولار،1999) که وجود سطح تنش پایین هم موجب استفاده مناسب از مهارتهای شناختی و افزایش آرامش روانی در برخورد با مشکل می¬شود و در نتیجه رضایت بیشتری را برای فرد فراهم می¬سازد و در نتیجه باعث افزایش بهزیستی روان¬شناختی در افراد می¬گردد.
این پژوهش با هدف قرار دادن جامعه دانشجویان، قشری که استرس¬های زیادی را تحمل می-کنند،که در پژوهش¬های مختلفی مانند شریفی1383و بیاتی و همکاران(1387) تایید شده است و همچنین توجه به متغیر کیفیت زندگی و نقش آنها در پیش بینی بهزیستی روانشناختی قصد دارد بینش جدیدی را در خصوص موضوع مورد مطالعه بدست آورد.بنابراین هدف پژوهش حاضر «پیش بینی بهزیستی روان¬شناختی افراد بر اساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله¬ای در دانشجویان »دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است.

اهمیت و ضرورت پژوهش
پژوهش¬های زیادی درخصوص رابطه مهارتهای مقابله و کیفیت زندگی انجام شده است و پیامدهای ناخوشایند آن انجام شده است. پژوهش¬هایی نیز در خصوص نوع شیوه اتخاذ شده برای مقابله با استرس و نتایج هر کدام از آنها انجام شده است. اما بشتر این پژوهش¬ها در جمعیت¬های دارای بیماری خاص و در عین حال در جامعه¬ای غیر از جامعه ایران انجام شده است.
کیفیت زندگی به واسطه نقشی که در سلامت روانی افراد دارد از اهمیت زیادی برخوردار است به خصوص اینکه یکی از عواقب عمده کاهش کیفیت زندگی را افزایش مشکلات روان¬شناختی ذکر کرده¬اند.
امروزه دانشجویان به دلیل نقش مهمی