بیرونی، امری است ذهنی و درونیو در نتیجه به تصورات و ادراکات فرد از واقعیت های زندگی بستگی دارد(بالوینگ و زاهار،2004 گروه کیفیت زندگی، سازمان بهداشت جهانی،1998).
سازمان جهانی بهداشت(1997)در تعریفی دیگر کیفیت زندگی را دربرگیرنده خوشحالی، رضایت از زندگی، بهزیستی، خودشکوفایی،بی نیازی و رهایی از فقر،کارکرد هدفمند،بهزیستی جسمانی، روانی، اجتماعی کامل می داند(فراهانی،1388)
شلدون معیار هایی مانند کامیابی،رضایت، بیکاری اندک، بهزیستی روانشناختی، رضایت از زندگی و آزادی از نشانه های کیفیت زندگیمعرفی نمود(فراهانی،1388).
به نظر فرج(1994)کیفیت زندگی ادراک ذهنی فرد از میزان برآورده شدن اهداف، نیاز ها و آرزو های مهم خود است. بنابراین کیفیت زندگی قضاوت شناختی در مورد شکاف بین واقعیت موجود فرد و موقعیت های زندگی ایده آل اوست که رفتار عاطفی مثبت یا منفی را در فرد بر می انگیزد.(به نقل از فراهانی،1388).
اصول اساسی کیفیت زندگی
به رغم آنکه توافق کلی در در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد.پژوهشگران بر سه ویژگی مهم آن شامل چند بعدی بودن،ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظر دارند.
1- کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و دارای ابعاد جسمی،روانی، اجتماعی و روحی است.که این ویژگی با تعریفی که از سلامتی داریم منطبق است.
2- عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت درک شده بین آنچه هست و آنچه از دیدگاه فرد باید باشد.و این همان ذهنی بودن کیفیت زندگی است.
3- پویایی کیفیت زندگی به این معناست که با گذشت زمان تغییر می کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد.(کیبرت،1997).
ضمنأ کیفیت زندگی یک وضعیت رفاهی است که مشتمل بر دو بخش است:
1- توانایی اجرای فعالیت های روزمره که همان سلامت جسمی،روانی و اجتماعی است.
2- رضایت از سطوح عملکرد، کنترل و درمان بیماری می باشد.(گوتای و همکاران،1992).
فاستیو در خصوص بررسی کیفیت زندگی اظهار می دارد امروزه کیفیت زندگی یک شاخص اساسی محسوب می شود.و از آنجا که کیفیت زندگی ابعاد متعددی مانند فیزیولوژیک،عملکرد و وجود فرد را در بر می گیرد توجه به آن از اهمیت خاصی برخوردار است. و برای ارزیابی صحیح کیفیت زندگی باید به ابعاد فوق توجه شود.
راستون(1995) کیفیت زندگی را دارای 5 بخش می داند که شامل زندگی طبیعی، خوشحالی، موفقیت در دستیابی به اهداف شخصی، سودمند بودن برای جامعه و ظرفیت طبیعی است.(فراهانی ،1388).
کیفیت زندگی از طرفی دیگر بر جنبه های از زندگی اشاره داردکه زندگی را خوشایند و ارزشمند می سازد. بنابراین حوزه کیفیت زندگی فراتر از نشانه های معمول است و در بر گیرنده بهزیستی ذهنی، رضایت فرد،کمبود هاست.(ماسینی و همکاران،2003).
بر خلاف تعاریف بسیاری که برای کیفیت زندگی پیشنهاد شده استدو نوع تعریف معتبر وجود دارد که برای سنجش و اندازه گیری در تحقیق به کار رفته اند.اولا: کیفیت زندگی، کلی و عام که متمرکز بر اهداف و نیازهای فردی و ارزیابی از چگونگی مدیریت رابطه بین معیارهای درونی و بیرونی توسط فرد است.به عبارت دیگر این مفهوم عام و کلی کیفیت زندگی،خود با رضایتمندی ذهنی و کارکرد در حوزه های متعددی از زندگی که لزومأ به طور مستقیم تحت تأثیر سلامت قرار نمی گیرند مرتبط است.
به نظر می رسد کیفیت زندگی یک ارزشیابی ذهنی است و دانشجویان خود بهترین قضاوت کنندگان راجب کیفیت زندگی خود هستند.اما گاهی شرایطی وجود دارد که این قضاوت را برای دانشجو مشکل می سازد که در این موارد خاص اطرافیان قادر خواهند بود یک ارزیابی را انجام دهند.کیفیت زندگی یک ماهیت پویا و دینامیک است نه یک ماهیت ایستا به این معنی که یک فرایند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در آن دخیل هستند برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف می تواند بر روی ارتباطات خانوادگی نیز اثر گذارد. کیفیت زندگی ضعیف می تواند موجب به کار گیری مکانیسم های مقابله و سازگاری نا موثر در افراد شده و متعاقبأ موجب افزایش تنش در آنان گردد .
بسیاری از محققین رابطه بین صفات فردی و کیفیت زندگی را مورد بررسی قرار داده و عواملی را شناسایی کرده اند این عوامل شامل میزان شناخت از خود، تنشهای محتمل شده، دستیابی به اهداف زندگی ، روش های مقابله و میزان سازگاری می باشد.
تلقی یا شناخت فرد از خود که شامل عواملی مانند مفید بودن، مولد بودن، تصویر ذهنی از خود، ذوق و علاقه، نحوه نگرش نسبت به زندگی، درمان و آینده نگری تأثیر زیادی بر کیفیت زندگی دارد.
بنابراین باید بدانیم کیفیت زندگی مفهومی چند بعدی و شامل فاکتورهای ذهنی و عینی است و در سنجش آن باید مولفه های چندی را در نظر گرفت از جمله مولفه های متعددی که در نتیجه مطالعات مختلف در رابطه با مفهوم کیفیت زندگی به دست امده می تواغن به موارد زیر اشاره کرد:
موقعیت سلامت عمومی، قابلیت کاربردی، کارکردهای عاطفی،میزان احساس خوشبختی ، رضایت از زندگی،شادکامی، میزان هوشیاری،میزان نشانگان فعالیت های اجتماعی ، ایفای مناسب عملکرد جنسی میزان حافظه، موقعیت مالی و شغلی(بیات و بیات،1390).
عوامل موثر بر کیفیت زندگی
عوامل موثر بر کیفیت زندگی از دیدگاه فرانس
– خانواده
– وضعیت اقتصادی و اجتماعی
– وضعیت روحی و روانی
– وضعیت سلامت و بیماری
کیفیت زندگی ، سه بعد عمومی رابطه، تجزیه و زمان را به هم پیوند می زند.
رابطه:شامل مولفه های فامیل، گروه های اجتماعی، چارچوب فرهنگی و سیاسی و خود فرد است که وضعیت فرد در رابطه با فامیلو گروه های اجتماعی از همه شناخته شده تر استو این دو دارای نقش حمایتی بسیار مهمی می باشند.چارچوب فرهنگی و سیاسی مولفه ای است که هم بر روی فرد و هم بر روی فامیل و گروه های اجتماعی اثر می گذارد.
زمان:به طور عمده بیانگر وضعیت موجود می باشدتجارب زندگی قسمت دیگر این بعد را تشکیل می دهد. و نیز انتظاراتی که فرد ممکن است از آینده ای دور داشته باشد بر روی این بعد اثر می گذارداین بعد به پویایی کیفیت زندگی نیز اشاره دارد.
تجربه:سومین و مهمترین بعد می باشد شامل ایمان، عقاید و باورهای اخلاقی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی،حوزه بین فردی و نحوه ارتباط با خویشاوندان و دوستان و الگو های مهارت های اجتماعی افراد می باشد.حوزه روانی مثل نحوه برخورد با هیجانات و مهارت ارتباط دادن بین ادراک و تجربیات و انگیزه افراد جهت حفظ سلامت فردی و نیز آگاهی می باشد.
هر کدام از ابعاد و اجزا مذکور در شکل گیری قضاوت فرد از کیفیت زندگی نقش مهمی را ایفا می کند. پژوهش های انجام شده ت اهمیت وضعیت اقتصادی بر کیفیت زندگی را نشان داده است در این زمینه از عوامل خاص و مرتبط با کیفیت زندگی می توان میزان درآمد و وضعیت اشتغال را نام برد.
عوامل فوق الذکر را می توان مرتبط با میزان مفید بودن دانست که دارای تأثیر مثبت بر کیفیت زندگی هستند.تطابق شغلی نیز می تواند بر کیفیت زندگی تأثیر به سزایی داشته باشد. به این معنی که تطابق مشخصه توان فرد جهت تغییر حرفه در صورت لزوم می باشد و می توان انتظار داشت که هرچه فرد از قابلیت انعطاف پذیری بیشتری در تغییر حرفه برخوردار باشد.امکان کسب کیفیت مطلوب زندگی برای او افزایش می یابد.
ابعاد کیفیت زندگی
کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی است که شامل ارزیابی تجربیات ذهنی و روانشناختی ، جسمانی و اجتماعی، مرتبط به چهار چوب زمان است.معیار های کیفیت زندگی شامل :
سلامت روان، سلامت بدن، زندگی مناسب خانوادگی، زندگی مناسب اجتماعی ، آب و هوا و فضای مناسب امنیت شغلی ، دارا بودن ؛آزادی، تساوی جنس، امنیت و ثبات سیاسی (اکونومیست،2005).
به عقیده پروفوسور هونکوریست(1982).کیفیت زندگی دارای 5 عامل زیر است:
1- قلمرو فیزیکی شامل: سلامت بدن و فشار ناشی از بیماری های خاص
2- قلمرو روانی و عاطفی شامل:احساس رضایت از زندگی و احساس خوب بودن.
3- قلمرو اجتماعی شامل:تماس اجتماعی و ارتباط مناسب با دیگران به طور عموم و با خانواده و همسر به طور ویژه.
4- قلمرو رفتاری فعالیتی شامل:ظرفیت و پذیرش مراقبت از خودو انجام کار و فعالیت و حرکت
5- قلمرو مادی شامل:وضعیت اقتصادی و مالی فرد
ید الیور و همکاران(1997) عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی در سه طبقه قرار می گیرند:
1- مشخصات فردی شامل متغییرهای دموگرافیک
2- شاخص های عینی کیفیت زندگی که شرایط محیطی هستند و بر متغییر های مربوط به رفاه، بهداشت محیط اجتماعی،تحرک، فرهنگ و مذهب ، محیط طبیعی و سیاست ها شاخص های ذهنی کیفیت زندگی که مفاهیمی همچون احساس رضایتمندی از زندگی، رفاه و آسایش جسمی و روانی و شادکامی توصیف می شود.(الیور،1997).
ریف برای کیفیت زندگی 6 عامل در نظر می گیرد:
پذیرش خود
هدف داشتن در زندگی
رشد شخصی
تسلط بر محیط
خود مختاری
روابط مثبت با دیگران

پیشینه‌ی پژوهشی
پيشينه داخلي
ملکی و همکاران (1391) در پژوهشی با عنوان تأثیر آموزش هوش هیجانی بر پرخاشگری، استرس و بهزیستی روانشناختی ورزشکاران نخبه نشان دادند که آموزش هوش هیجانی بر هر سه متغیر روانشناختی مورد بررسی تأثیر معنی‌دار دارد. یعنی این دوره سبب کاهش پرخاشگری (p0/01) و استرس (p0/01) و افزایش بهزیست روانشناختی (p0/01) آزمودنی‌های گروه آزمایشی شده است.
بهادری و همکاران (1391) با بررسی رابطه بین اضطراب اجتماع، خوش‌بینی و خودکارآمدی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دانشگاه تبریز دریافتند که بین اضطراب اجتماعی و بهزیستی روانشناختی رابطه منفی معنی‌داری وجود دارد ولی بین خوش‌بینی و بهزیستی روانشناختی و همچنین خودکارآمدی و بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت معنی‌دار وجود دارد.
منیجه شهنی ییلاق و همکاران (1390) در پژوهشی تحت عنوان رابطه‌ی هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی با بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دختر دانشگاه شهید چمران اهواز نشان دادند که مؤلفه‌های هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی پیش‌بین‌های مثبت بهزیستی روانشناختی دانشجویان دختر هستند بدین معنی که دو چیز میزان هوش هیجانی و مهارت اجتماعی دانشجویان بیشتر باشد میزان بهزیستی روانشناختی آنها نیز بیشتر است.
دستجردی و همکاران (1390) در پژوهشی تحت عنوان نقش پنج عامل شخصیت در پیش‌بینی بهزیستی روانشناختی دانش‌آموزان شهر بیرجند دریافتند که صفت سازگاری، مؤلفه‌ی روابط مثبت با دیگران و پذیرش خود را پیش‌بینی نمود، صفت وظیفه‌شناسی، مؤلفه‌ی استقلال را صفت روان رنجورخویی مؤلفه‌های استقلال، روابط مثبت با دیگران، رشد فردی و هدفمندی در زندگی را پیش‌بینی نمود. صفت پذیرش مؤلفه‌های تسلط بر محیط، استقلال و رشد فردی، هدفمندی در زندگی و پذیرش خود را پیش بینی نمود. ضرایب بتا نشان‌دهنده‌ی قدرت پیش‌بینی هر شش مؤلفه‌ی بهزیستی توسط برونگرایی بود.
میکائیلی منیع(1389) در بررسی وضعیت بهزیستی روانشناختی دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه ارومیه نشان داد بین مولفه های بهزیستی روانشناختی در دو جنس تفاوت معنی داری وجود داردکه غیر از مؤلفه ی هدفمندی در زندگی در سایر مؤلفه ها دختران دانشجو وضعیت بهتری نسبت به پسران داشتند.
یایاری و همکاران (1386) در پژوهشی با عنوان رابطه هوش هیجانی با منبع کنترل و سلامت روانشناختی در بین دانشجویان دانشگاه مازندران دریافتند که افراد با سطح هوش هیجانی بالا و منبع کنترل درونی از سلامت روانشناختی بهتری برخوردارند. نتایج تحلیل رگرسیون این تحقیق نشان داد که 9/58 از کل واریانس سلامت روانشناختی توسط هوش هیجانی فرد پیش‌بینی می شود.
بیانی و همکاران (1387) در بررسی رابطه بین ابعاد بهزیستی روانشناختی و سلامت عمومی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد آزادشهر نشان دادند که بین ابعاد بهزیستی روانشناختی (پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی و تسلط بر محیط) و سلامت عمومی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
جعفرنژاد و همکاران (1384) در پژوهشی تحت عنوان رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت، مهارتهای مقابله‌ای و سلامت روانی دانشجویان دریافتند که میان عامل‌های روان رنجورخویی، پذیرش و برونگرایی با سلامت روان رابطه‌ی معنی‌داری وجود دارد.
در تحقيقي كه توسط طاهري،يار ياري،صرامي و اديب منش (1392)،در پژوهش تحت عنوان رابطه بين سبك هاي هويت و شادكامي و بهزيستي روانشناختي در دانشجويان دانشگاه ،تعداد 545 نفر از دانشجويان را مورد بررسي قرار دادند.نتايج نشان داد كه بين سبك هويت هنجاري ،اطلاعاتي،تعهد،هويت و شادكامي رابطه مثبت و معنا دار و بين سبك هويت پراكنده اجتنابي و شادكامي رابطه منفي و معنا دار ي وجود دارد.همچنين بين سبك هويت اطلاعاتي و تعهد هويت با بهزيستي روان شناختي رابطه مثبت و معنا داري وجود داشت.نتايج تحليل رگرسيون نشان داد كه سبك اطلاعاتي و تعهد هويت ،پيش بيني كننده ي بهزيستي روانشناختي هستند.
در تحقیقی که توسط شکری،مرادی،فرزاد،سنگری،غنایی و رضایی (1381).تحت عنوان نقش صفات شخصیت و سبک های مقابله ای در سلامت روانی دانشجویان صورت گرفت نشان دادند وظیفه شناسی و پذیرش ،بر سبک مسأله مداری اثر مثبت و معنا داری دارد و جنس اثر منفی و معنی دار،در حالی که پذیرش و وظیفه شناسی بر سلات روان اثر منفی و معنی دار و روان رنجور خویی و هیجان مداری اثر مثبت و معنی دار داشت.اثر مستقیم جنس بر سلامت روان ،از طریق مسأله مداری ، مثبت و معنی دار و اثر برون گرایی و پذیرش بر سلامت روان به وسیله هیجان مداری منفی و معنی دار به دست آمد و جنس از طریق هیجان مداری اثر مثبت و معنی دار داشت.به طور کلی نتایج این پژوهش مؤید آن است که توجه به نقش صفات شخصیت و سبک های مقابله ای در مطالعه ی افراد بسیار سلامت روانی مهم است.
نتایج تحقیق خدایاری فرد،شکوهی یکتا،غباری بناب،(1387) با عنوان رابطه بین عوامل تنش زا و نشانگان تنیدگی با راه ‌های مقابله در دانشجویان ،نشان داد که فراوان ترین عامل و رویداد تنش زا در بین پسر مربوط به عوامل تحصیلی بوده و عوامل تنش زای فردی و اجتماعی بعد از عوامل تحصیلی قرار دارند.الگوی منابع تنش زا در دانشجویا دختر و پسر تفاوت چندانی نشان نداد ،اما میزان تأثیرگزاری منابع تنش زا در بین دختر و پسر کاملاَ متفاوت بوده و دانشجویان پسر درباره‌‌ي مسأله ناکامی در ازدواج با همسر دلخواه و دانشجویان دختر بیشتر تحت تأثیر مسائل و مشکلات خانوادگی قرار دارند،همچنین یافته ها نشان دادند که دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر بیشتر از مهارت های مقابله ای جستجوی حمایت اجتماعی و انجام کار سخت بهره می جویند.همچنین نشان دادند که اولاَ بین عوامل تنش زا و نشانگان تنیدگی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد،ثانیاَ شیوه های مقابله با تنیدگی و نشانه های آن رابطه داد،به گونه‌ای که استفاده از مهارت‌های مقابله ای،نگرانی عمومی،آرزو پروری،جستجوی تعلق،عدم مقابله،سرزنش خود و درون ریزی موجب افزایش نشانه های تنیدگی می شود.در تحقیقی که توسط خلعتبری و همکاران(1390) تحت عنوان رابطه کمال گرایی و احساس تنهایی با کیفیت زندگی دانشجویان پزشکی استان گیلان صورت گرفت نشان داد که با افزایش کیفیت زندگی، احساس تنهایی و کمال گرایی کاهش پیدا می کند.
تحقیق مکوندی و زمانی(1390) که تحت عنوان بررسي کيفيت زندگي و ابعاد مختلف آن در بين دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز در سال صورت گرفت نشان داد که در متغيرهاي سن و جنس اختلاف معناداري در نمونه هاي مطالعه وجود نداشت. امتياز کلي کيفيت زندگي 5.3 ± 13.4 بود. در بين ابعاد چهارگانه کيفيت زندگي، بيشترين امتياز، مربوط به بعد سلامت جسماني و کمترين امتياز، مربوط به بعد سلامت محيط بود. در بعد سلامت محيط با دانشجويان دختر امتياز بيشتري کسب کرده بودند. در ابعاد ديگر تفاوت معناداري بين دو جنس ديده نشد. سلامت اجتماعي در دانشجويان متاهل بيشتر از دانشجويان مجرد بود ؛ در ساير ابعاد، تفاوتي بين دانشجويان مجرد و متاهل وجود نداشت. همچنين سلامت محيط در دانشجويان خوابگاهي کمتر از سايرين بود .
در تحقیق سلطانی و همکاران(1389)که تحت عنوان بررسی کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه ایلام صورت گرفت نتایج نشان داد که کيفيت زندگی 4 درصد دانشجويان بسيار مطلوب، 34 درصد مطلوب، 51 درصد متوسط و کيفيت زندگی 11 درصد دانشجويان نيز نامطلوب بوده است. همچنين در ابعاد درد جسمانی، روابط محيطی، تأمين مالی، مراقبت‌های اجتماعی و عواطف منفی در بين دانشجويان دختر و پسر تفاوت‌های معنی‌داری مشاهده گرديد که در همه اين ابعاد دانشجويان دختر وضعيت ناخوشايندتری گزارش کردند. نتيجه‌گيری: با توجه به نتايج پژوهش ما، انجام ارزيابی‌های روانشناختی دانشجويان و ارايه خدمات روانشناختی در زمينه‌های مختلف برای ارتقای سطح سلامت و کيفيت زندگی آنها توصيه می‌شود.
منصوریان و همکاران(1384) در تحقیق خود تحت عنوان بررسی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایلام در سال 1384 صورت گرفت نشان دادند که بين كيفيت زندگي مرتبط با سلامت و متغير هاي جنس، سال ورود به دانشگاه ، ميزان علاقه به رشته تحصيلي، هزينه مصرفي ماهانه نگراني درباره آينده شغلي و درآمد خانواده ، ارتباط معني داري وجود داشت.همچنين دانشجویان دختر كيفيت زندگي بالاتري داشتند دانشجويان سال بالاتر و دانشجویان متاهل كيفيت زندگي بالاتري نسبت به ورودي هاي جديد و دانشجویان مجرد داشتند .
در تحقیق جعفری(1390) تحت عنوان بررسي كيفيت زندگي دانشجويان دانشگاههاي سطح شهراردبيل سال 87 صورت گرفت نشان داد که ، اكثر دانشجويان کیفیت زندگي خود را در حد متوسط گزارش نموده اند و كيفيت زندگي آنها كمتر از عامه